هفته هجدهم
سلام کوچولوی من
!

گرمای تیر ماه کلافه کننده است، هر چند این روزهای من و تو زیر خنکای کولر سپری می شه اما کلافگی به روحمون رسوخ کرده، دلم گاهی برای آشپزی تنگ می شه و هوس غذا پختن می کنم، اما با اولین موج گرمای گاز و بوی غذا ، تهوع شدید شروع می شه و در نهایت نه غذا درست و حسابی می شه و نه من می تونم غذا بخورم ، تا ساعتها با تهوع دست به گریبانم، احیانا تو دلت یه کم غذا نمی خواد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بد اخلاق و زودرنج شدم، نمی دونم به خاطر این استراحت تجویزی دکتره یا وجود تو که تا این حد فشار عصبی ام بالاست و زود به هم می ریزم؟البته یکجا موندن ، رخوت زیادی برای من به همراه داشته و نگرانی برای سلامتی تو هم مزید بر علت، کار زیاد بابایی و تنها موندن هم دلیل دیگه اش، اصلا این که الان دست به انتحار نمی زنم یه هنره به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سالم بمون کوچولوی من، همه چیز رو می شه تحمل کرد جز این که تو خوب نباشی، دوست دارم عزیز دلم!


هفته هجدهم
